نگه داری

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام

داشت می رفت مسافرت

یه دفه چشمش افتاد به چفیه من همون که باهاش رفته بودم مکه...

گفت اینو هم بدید من ببرم

من پریدم جلو گفتم نه این نو نمی دم از دستم کشیدش گفتم باشه پس خیلی مواظبش باشی ها

یه نگاه سر زنشانه کرد گفت تو خودت رو از بعد مکه خیلی خوب نیگه داشتی که حالا می خوای این رو خوب نگه داری

رفتم تو فکر...

به خودم که اومدم چفیه دور گردنم بود و اون رفته بود...

پی نوشت:

٢٠ فروردین شهادت آقا مرتضی آوینی راوی فتح مردان جبهه های جنگ گرامی باد که به حق سید شهیدان اهل قلم نامیده شد و با صدای زیبا و قلم نافذ خود دل هر جوینده راه حقی را به سوی حق جلب می کرد

گفت حسرت این روز ها رو می خوری ها این کار هایی که انجام می دی اشتباه انجام نده پشیمون میشی

گفتم ما که این همه حسرت روز خوردیم این هم روش...

بعد تو دلم گفتم واقعا داری حسرتی روزی رو می خوری؟

زندگی به من آموخت:مرگ آرزوها و آرزوی مرگ را

/ 4 نظر / 7 بازدید

سلام برادر کاش می تونستیم...

ghalam

شما که خوبی واسه ما هم دعا کن

مصطفی

سلام هم رشته ای . کاش خیلی ها درست فکر کردن را از اوینی می اموختن کاش به جایه این همه یادواره اوینی را درک کنیم کاش....