دل

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام...

 

گفتمش دل می خری پرسید چند گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده ای کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود آمدم او رفته بود دل ز دستش بر زمین افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود

شکر خدا را که در پناه حسینم عالم از این خوبتر پناه ندارد

/ 4 نظر / 7 بازدید
رشید داودی

رزق سال از برکت وجودِ شما دَم گرفته ایم اذن عزا و روضه و ماتم گرفته ایم ما دخل و خرج و رزقِ تمامی سال را از گریه های ماه محرم گرفته ایم ما را زآفتاب قیامت هراس نیست تا سر به زیر سایه ی پرچم گرفته ایم ما مرده را به ذکر شما زنده می کنیم این معجزه ز سوره ی مریم گرفته ایم اقرار میکنم که ز دربار فیضتان بی عرضه بوده ایم، اگر کم گرفته ایم این روزها که روضه خون و عطش به پاست مثل هوایِ ابری عالم،گرفته ایم ■ راه ورود عمه ی سادات بوده است سقف ورود هیئت اگرخَم گرفته ایم...

ghalam

سلام. داستان غم انگیزی بود.زیبا می نویسید.یاحق

بیسیم چی

دلتنگی ؟؟ یا حسین

لحظه به لحظه به عاشورا نزدیک می شویم در حالیکه عاشورای مکرر در کنارمان جاریست ... لحظه به لحظه کسی می خواندمان : کیست مرا یاری کند ؟! سلام دوست عزیز ممنون از مطالبتان با موضوع : کیست مرا یاری کند ؟ " به روز هستم . منتظر حضور سبزتان هستم .