حرف

بسم رب الحسین علیه السلام

تراول ها رو از توی کیفش در آورد و گفت چند؟قیمتت چنده بگو همین الان نقد بخرمت

گفتم:ما رو امام حسین خریده داداش کسی دیگه نمی تونه بخره

یه نیش خند تلخ زد و گفت:آره اگه به حرف بود خیلی خوب بود

رفتم تو فکر گفتم یا ابا عبدالله نکنه به حرف باشه نکنه تو من رو نخریده باشی ارباب اگه اینطور باشه من چه خاکی به سرم کنم  چیکار؟تمام امید من به اینه که تو ما رو برای نوکری خودت خریده باشی

هنوز تو فکرم ...

پی نوشت:

شهدا باز ما رو طلبیدن عید امسال هم مثل 10-15 روز پیش رفتم پیش شهدا عجب زمینی هست این زمین خوزستان به قول خودشان کربلای ایران ای کاش فرصتی رفیق راه شود و چند وقتی در آن زمین این دل را آرام دهم

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
راحیل

سلام من هم خوشحالم با وبلاگ شما اشنا شدم. ان شاالله بتوانیم رهروان خوبی باشیم

مستر

سلام دامین zoljanah110.ir اماده فروش می باشد تماس بگیرید ir_masters@yahoo.com

مصطفی

سلام هم رشته ای . زیارت قبول نرفتم تا حالا اون ورا دوست دارم برم ببینم چه شکلیه چه جوریه .