پیرمرد!!! - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام

رفت توی سینه پیرمرد با یه لحن زننده گفت:بابایی از شما بعیده به شما چی دادن رفتی توی این مجالس انتخاباتی احمدی نژاد شرکت می کنی

یه لحظه اشک توی چشم های پیرمرد جمع شد...

یه نفر دست پسر گستاخ رو گرفت و کشید کنار گفت می فهمی چی می گی؟!

پسر با گستاخی بیشتر گفت مگه چی گفتم راست می گم دیگه!

پسر جان اون پدر شهیده ...!!!

پی نوشیت:

حال پدرم خرابه خرابه 2 هفته هست که توی ای سی یو بی هوشه و اصلا اوضاعش خوب نیست

سوره قدر براش می خونم...

نظرات ()

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸ ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح