حرف - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

بسم رب الحسین علیه السلام

تراول ها رو از توی کیفش در آورد و گفت چند؟قیمتت چنده بگو همین الان نقد بخرمت

گفتم:ما رو امام حسین خریده داداش کسی دیگه نمی تونه بخره

یه نیش خند تلخ زد و گفت:آره اگه به حرف بود خیلی خوب بود

رفتم تو فکر گفتم یا ابا عبدالله نکنه به حرف باشه نکنه تو من رو نخریده باشی ارباب اگه اینطور باشه من چه خاکی به سرم کنم  چیکار؟تمام امید من به اینه که تو ما رو برای نوکری خودت خریده باشی

هنوز تو فکرم ...

پی نوشت:

شهدا باز ما رو طلبیدن عید امسال هم مثل 10-15 روز پیش رفتم پیش شهدا عجب زمینی هست این زمین خوزستان به قول خودشان کربلای ایران ای کاش فرصتی رفیق راه شود و چند وقتی در آن زمین این دل را آرام دهم

 

نظرات ()

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح