شهدا نوروزتان پیروز - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام

حاج احمد عید شما مبارک

حال شما چطور است حاج احمد متوسلیان شما خوبید خدا را شکر ما هم خوب هستیم ملالی نیست جز دوری شما ولی نه الان فکرش رو می کنم اصلا ملالی نیست دوری شما هم که عادت شده حاجی 27-8 ساله دیگه بقیشم تعارفه دیگه که رسمه ما ایرانی هاست راستش انقدر سرمان شلوغ شده دیگر نمی توانیم به ملال دوری شما بیندیشیم راستش اندیشه ها هم زیاد شده اصلا شما که خشونت طلب بوده اید ما دانشجویان نسل جدید را به شما و امثال شما چکار شما که خشونت طلبید ما که عاشق گفتگوی تمدن نه می خوام ببینم چه وجه تشابهی بین ما و شما هست جوانی نه بابا شما که در انفوان جوانی رفتی عروس خاورمیانه صفا اونجاهم گرفتن بردن به سوئیت های زیبا در اسرائیل داری حالش رو می بری ولی من و امثال من باید اینجا در خفقان و استبداد و.... شکنجه بشویم

راستی حاج احمد عید شما مبارک 

شاید با خودت بگویی این چیزهارو از کجا یاد گرفتم وای اصلا یادم نبود شما نبودید که ببینید بابا کجای کاری ما اینجا 8 سال اصلاحات داشتیم خدا پیغمبری که اصلاحات بود جبهه جنگ خشونت طلبی شد امام حسین علیه السلام تاوان خشونت جد رو پرداخت تفکر امام رو به زباله دان تاریخ فرستادن و... آره حاجی ما این درس ها رو توی ایام اصلاحات یاد گرفتیم رئیسش نه فکر نکنم بشناسی ایشون اون موقع که شما تیر می خوردی و برای اینکه اطلاعات عملیات لو نره می گفتی بدون بی هوشی تیر رو از بدنت بیرون بیارن برای اینکه خشونت از خودش به خرج نده توی کتاب خونه های آلمان گفتگوی تمدن ها تمرین می کردن تا بیان اصلاحات انجام بدن شما خشونت طلبها هم که سرتون گرم بود این حرفها رو نمی دونستید یعنی چی تا چشم شما و امثال شما رو دور دیدند اومدن اصلاحات کردن حاجی

راستی حاج احمد عید شما مبارک

آره حاجی می گفتم همه دنبال تغییر تو این روزها شما هم که سر سفره هفت سینتون توی سویتتون توی اسرائیل فال حافظ می گیری حتما راستی ماهی گلی اونجا هم گیر میاد حاجی می گفتم بعد اون دوران اصلاحات یه بچه رزمنده اومد رو کار از اون به بعد همه یه دفه قانون مدار شدن از اصول گرا بگیر تا اصلاح طلب راستی احمد جان شما اصول گرایی یا اصلاح طلب ولش کن اصلا این حرفا به من چه داشتم برات اوضاع رو توضیح می دادم  این آقایان اصول گرا افتدن دنبال حاج محمود ما حرف می زد می کوبیدن کار می کرد می کوبیدن راه می رفت می کوبیدن شما که معنی کوبیدن رو خوب می دونی حاجی این آخری ها هم که می خواستن شرایط مو جود را تغییر بدن کدوم شرایط رو خوب همین که دیگه به شما فحش نمی داد دیگه به امام بی احترامی نمی کردن و...

خیلی اینجا اوضاع خنده داره حاجی وقتی که همه این کارها انجام می شد هیشکی فکر قانون این حرفا نبود ولی از وقتی حاج محمود اومد همه فکر تغییر افتادن آره خلاصه حاجی از عید از اون طرفها صحبت کن بگو چه خبر چیکارها می کنی معلومه حسابی خوش گذشته که این همه ساله رفتی این ور ها نمی آیی ها

راستی حاجی خوب شد زن و بچه نداشتی و الا اون بنده خدا ها هم باید می رفتن امضا های جعل شده شون رو تو سایت یاری نیوز تکذیب می کردن برای حمایت از گفتگوی تمدن ها

یادته حاج احمد توی اون سخنرانیت می گفتی شماها قدرت شعار و تکبیر ها رو نمی دونید این تکبیر ها و شعارها قدرت از تمام سلاح های دنیوی بیشتره باید بیایی ببینی چه قدر این تکبیر و شعار ها رو مسخره می کنند اینها هم همون تو دوره اصلاحات شده ها البته شما که نمی دونی اون دوره چی بود و چی شد

اینجا همه سیاست زده شدن برای رسیدن به قدرت حتی به خودی غیر خودی هم رحم نمی کنن همه شدن نماد قانون خوب شد نیستی حاجی بمون همون جا توی سوییتت

وای راستی حاجی اینجا همه چی در حال توسعه و پیشرفته به طرز وحشتناکیه خدا رو شکر 8 سال توسعه سیاسی داشتیم الان هم که توسعه های دیگه از در و دیوار میریزه

حاجی اون قدیما دیوارهای ساختمان ها رو عکس شهدا می کشیدن ولی الان عکس یه زن هایی رو میکشن ما که نفهمیدیم چیکار می کنن شما فهیمدی به ما هم بگو ای بابا حاجی تو عصر توسعه که دیگه شهدا جایی ندارن مومن خدا

راستی اینجا دیگه همه به روزن که کسی دیگه علاقه به آشنایی به شما و امثال شما رو نداره شما بری از هر کس بپرسی اسم گربه همسایه بغلی رونالدو چی هست می دونه اسم بچه های آنچلینا جولی تو کدوم بیمارستان دنیا اومدن و.... ولی خیالت راحت هیشکی نمی دونه ما تو بیت المقدس چنتا شهید دادیم اینا هم همه دستاورد همون 8 سال اصلاحات و توسعه سیاسی هست دیگه حاجی

دیگه سرت رو درد نمی آرم حاج احمد در سوئتت خوش بگذره فقط می خواستم سال نو رو تبریک بگم ایشالله که همچنان خوش بگذره خودت هم ناراحت نکن هیچکس اینجا به فکر شما نیست یه وقت قصه نخوری مردم به فکر پروندتت هستن عیدشون خراب میشه ها نه اصلا خیالت راحت سلام به بقیه دوستان برسان یا علی مدد

پی نوشت:

مریضی بابام که اوجش از پارسال این موقعه ها شروع شد یکساله شد امروز از دکتر با برادرم اومد نمی تونست راه بره مجبور شدم بغلش کنم انقدر لاغر شده که می تونم بغلش کنم خدا این تجربه ای که من کردم رو برای کسی نیاره و پدرهای همه رو برای همه نگه دار و پدر ما رو برای ما حفظ کنه

سال 87 که ندیدمت اصلا لیاقت دیدنت رو ندارم فقط دوست دارم که همیشه به یادت باشم مولا روم سیاه

دیگر این خانه مرا تنگ بود زندگی بی شهدا ننگ بود

نظرات ()

+ نوشته شده در پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح