شهدا شرمنده ام - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام

امسال شب شهادت سردار خیبر حاج ابراهیم همت پادگان دو کوهه بودم تو حسینه حاج همت عجب صفایی داشت خدا عیدی ما رو زود داد

همیشه تا می گفتن شهیدی می خوان به خاک بسپارن و مراسمی برای شهدا هست سعی می کردم توی اون مراسم شرکت کنم و خودم رو یه جوری توی اون سهیم کنم تا شاید بتونم روح و روان رو با یاد و نام شهدا قرین کنم

ولی این دفه آخر که توی دانشگاه امیر کبیر شهدا رو می خواستن به خاک بسپارن باز هم مثل گذشته توی این مراسم شرکت کردم ولی با خودم گفتم آخه برا چی شهدا رو توی دانشگاه به خاک می سپارن تا فضای دانشگاه یا شاید هم فضای جامعه رو متشنج کنند خوب حالا شهدا رو توی دانشگاه به خاک نسپارند مگه چی میشه؟

امسال وقتی به مناطق جنگی رفتم کاملا از حرف و فکر خودم پشیمان شدم و پاسخ حرفم رو گرفتم

بعد از 500 -600 سال وقتی یه کوزه ای پولی چیزی رو پیدا می کنند با هزار داد و فریاد همه جا فریاد می زنند که این آثار فرهنگ و هویت ماست و ما سابقه و تمدن مان این بوده است

خوب مسلما شهدا هم سابقه فرهنگ تمدن ما هستند و باید آنها را پاس داشت و اون ها رو توی مهمترین جا های مملکت به خاک سپرد شهدا مرده نیستند بلکه ما مرده ایم شهدا به دفن شدن در جایی نیاز ندارند همان طور که سالها دور از دیار خویش بودنند ولی این ما هستیم که بودن در کنار آنها نیاز داریم

و با تمام وجود می گویم شهدا شرمنده ام که این فکر را کردم و این فکر به ذهنم آمد

پندار ما این است که که شهدا رفته اند و ما مانده ایم

ولی حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند

پی نوشت:

زندگی زیباست ولی شهادت از آن زیباتر است

نظرات ()

+ نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧ ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح