علم بهتر است یا ثروت؟ - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

بسم رب الحسین علیه السلام

در روزگاری که از کودکی به همه یاد می دهند حتما باید یکی را انتخاب کرد و هیچگاه نمی توان چند چیز را در زمان های مختلف با هم داشت آیا می توانیم انتظاری غیر از این از کسی داشته باشیم؟

از کودکی و از سالها پیش تر سئوال انشاها این بود علم بهتر است یا ثروت؟کودکان با نگاه کودکانه خود و از روی سادگی مسلما ثروت را انتخاب می کردند و آن را از علم بهتر می دانستند و می دانند چون می دیدند که می توان با ثروت همه چیز را به دست آورد حتی علم را آن هم از دانشگاه های معتبر!

ولی با تشر بزرگ تر ها و برای اینکه کودکان خود را خاص در کلاس و در جلوی معلم جلوه دهند مجبورمی شدند که در انشاهای خود علم را بهتر از ثروت بنویسند و حتی از ثروت براعت بجویند و خود را عاشق عالم شدن بدانند و شاید در قسمتی از انشا ناسازیی هم به ثروتمندان و سرمایه داران گویند تا حسابی خود را عاشق علم نشان دهند و تبری جویی خود را از ثروت به زور پدر و مادر اعلام دارند ولی در دل همه ثروت و ثروتمد بودن را اتخاب می کردند حتی پدر و مادرها!

کمی که جامعه رو به تکامل گذاشت و شاید کمی عالم ترشد ولی هنوز این سئوال وجود داشت که علم بهتر است یا ثروت که با پیشرفت روز افزون گوشی های تلفن همراه جارو برقی ها ماکروفرها اتوها جواب این سئوال هم پیشرفت قابل توجهی داشت که علم بهتر است با ثروت و اندر خوبی های داشتن ثروت با علم سرودند و می سرایند ولی همه در داشتن ثروت را به داشتن علم ارجهیت می دادند

ولی کسی نگفت چرا این سئوال اینگونه مطرح شده است چرا ما باید بین علم و ثروت را یکی را اتخاب کنیم و هر کدام را که انتخاب کردیم باید حتما از بدی های دیگری بگوییم و انتخاب یکی دلیل بر بدی دیگری است

شاید کسی که این سئوال علم بهتر است یا ثروت را مطرح کرد علم داشت نه ثروت و یا شاید ثروت داشت نه علم ویا شاید هر دو را داشت یا شاید هم هیچکدام را نداشت!

حال فرقی نمی کند مسئله این است که ما چیزی که از همه برایمان بهتر است رافراموش کردیم آیا کسی گفت خدا از علم و ثروت بهتر است و اگر خدا را در زندگی داشته باشیم هم علم داریم هم ثروت و دیگر نمی خواد برای انتخاب یکی حتما از بدی های دیگری بگوییک

و این گونه شد که جامعه امروز ما همه چیزمان سفید وسیاه شد اگر این خوب است آن بد است اگر آن خوب است این بد است

اگر اصول گرایی خوب است حتما باید از بدی ها اصلاح طلبی بگوییم و اگر اصلاح طلبی خوب است حتما باید از بدی های اصول گرایی بگوییم و اگر اصول گرای اصلاح طلب شدیم از بدی تک بودن آنها باید بگوییم

متاسفانه وقتی بزرگ هم شدیم یادمان نداند که انتخاب یک حزب یا گروه حتما دلیل بر بدی و اشکال داشتن حزب و گروه دیگر نیست ویا اصلا در جامعه ای که ولایت فقیه وجود دارد حزب و گروه معنا ندارد حزب گروه مختص به کشورهای سکولار است که دین را از سیاست جدا کرده و اعتقادی به خدا ندارند

وباز هم به ما یاد ندادند که اگر عضو حزب ولایت فقیه بشویم هم اصول گراییم هم اصلاح طلب و هم اصول گرای اصلاح طلب بدون این که بخواهیم چون که یکی را انتخاب کردیم بلاجبار از بدی آن یکی بگوییم

ولی با همه این حرفها علم بهتر است یا ثروت!؟

نظرات ()

+ نوشته شده در جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧ ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح