ایوان نجف - ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

ماه رجب اومد با همه برکات و خیرو دعا ها نمازها و روزه هاش که ایشاالله از این ماه پر فیض برکت استفاده لازم رو ببریم اما امسال داغ عظیم بر دل شیعیان است.....

چند باری که قسمت شد و به زیارت عتبات عالیات رفتم شاید شوق دیدن نجف در دل من بیشتر از دیدن کربلا بود اونایی که رفتن شاید بدونن و حرف من رو تایید کنند که شاید فضای ملکوتی و پر فیض نجف حتی از کربلا هم بیشتر باشه (البته برای من که این طور بوده) نمی دونم چطوری بگم ولی واقا تو این چند سفر احساس عجیب و خوبی رو نصبت به نجف و بارگاه مولا پیدا کردم حتی مردم نجف از مردم همه جای عرق مهربان تر و مهمان نواز تر هستند همیشه تو حیاط حرم می نشستیم و با نیگاه به ایوان طلای مولا این شعر رو زمزمه می کردیم

این دله تنگم چه خوش هوایی دارد                      ایوان نجف عجب صقایی دارد

                                      حیدر بنگر چه بارگاهی دارد

 

                                                  یادش بخیر پارسال ماه رجب بود هفتم آیت الله حکیم که ما رفتیم عتبات به نجف که رسدیم برای تعمیرات چند روزی بود که در های حرم رو بسته بودن و هیچ کس رو راه نمی دادند داخل حرم فقط هر ۱۲ ساعت برای تعویض کارگرها و آوردن مصالح یکی از درها رو باز می کردند یه شب مثل همه مردم پشت در حرم نشسته بودیم و داشتیم صفا می کردیم که در رو باز کردن و چند فرقون بیرون امد اون مردم هم پشت در را هول می دادند تا تو برن ولی کلید دار حرم که عراقی بود با قفل به سرو صورت مردم می زد و هیچ کس رو راه نمی داد ما هم پردیم خودمون را خاکی کردیم رفتم زیر یکی از فرقون ها که چرخ نداشت و باید از زیر می گرفتنش و با کار گرها رفتیم تو جاتون خالی حرم مولا و ۲۰ نفر آدم که همه ایرانی بودن غیر از همون کلید دار وایییییییی که چه حالی کردیم تا صبح هم کمک کریم و کار کردیم و هم صفایی کردیم که فکر نکنم بدونین چی می گم حتی اون هایی هم که رفته باشن

اما این روزها همه جا صحبت از اهانت به حرمه مولاست و تعرز به اون ضریح و بارگاه ملکوتی که واقا این ماه رجب رو برای شیعه تلخ کرده و دعا می کنیم که هرچه زود تر خدا ریشه همه دشمن های اسلام رو بکنه یا علی مدد 

نظرات ()

+ نوشته شده در جمعه ۱٠ آبان ۱۳۸٧ ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح