ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

هوالبصیر

سلام

می گفت:

خطرناک ترین چیز برای انسان ای است که وجود خدا برایش عادی شود

چه در حال غیبت و چه در نماز هر دو کار را به راحتی انجام می رهد

اگر وجود خدا عادی نباشه برای ما حتما در انجام خیلی از کارهایی که نباید انجام دهید دقت می کنیم ولی وقتی عادی شد به راحتی گناه انجام می دیم و هیچ مشکلی هم نداریم

تمام هستی وجودش ذکر است

اقم صلاه لذکری  هسته نماز ذکر است

تمام اولیا و انبیا از ذکر به جایی رسیدند ذکر یوسف را از چاه و زندان نجات داد

یاد خدا در لحظه لحظه زندگی ما باید وجود داشته باشد

انسان که تحت ساییه ذکر الهی هست حواسش به گفته ها و اعمالش هست و هر چیزی را نمی گوید و هر عملی را انجام نمی دهد (مواظبت می کند در گفتن و عمل کردن)

ریشه قیام امام حسین علیه السلام هم در ذکر خدا بود و چیزی که خدا بشنود ماندگار است

اگر توفیقات بندگی از انسان سلب بشود برای این است که شیریی آن را درک نکرده است

افاضات دلی:

از این راهرو یک نفر رد شده... همون عطری رو زده که تو می زدی
نفس میکشم با تمام وجود ! عجب عطر ِ خوبی زده لعنتی !

نظرات ()

+ نوشته شده در دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ ساعت ٦:٢۱ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

هو البصیر

سلام

می گفت:

انسان باید سایه نشین خدا باشد

انسان باید زیر چتر تدبیر و مهندسی خدا باشد تا با شانیت و مرتبت خود فاصله نگیرد و به آن نزدیک شود

آدم حوا کیی مورد غضب خدا قرار گرفتند؟وقتی از تدبیر خدا فاصله گرفتند و امر خدا رو زیر پا گذاشتند

اندازه دوری از خدا و تدبیر آن مهم نیست کوچکترین دوری از تدبیر الهی دوری از بارش رحمت خداست و بارش گناهان به انسان

تمام نعمات در صورت زیر تدبیر الهی بودن باعث سعادت می شود و الا باعث بدبختی و مذلت اس

اگر نماز جلوی گناهان را نگرفت نماز فاسد است و در چتر بندگی خدا نیست

دروغ غیبت حسد اگر صورت بگیره نشان از خارج بودن از چتر تدبیر الهی هست

جمع کردن اعمال زیاد مهم نیست نگهداری و سالم ماندن اعمال هم هست

اعمال رو خارج از تدبیر الهی قرار دادن مثله اینه که یه گوشت خوب بخری و خارج از یخچال نگه داری تا فاسد بشه بعد دلت به اون گوشت فاسد خوش باشه که اگه بخوریش مسمومت می کنه دقیقا نگهداری نکردن از اعمال که ازش مواظبت نکنی و فاسدبشه به جای اینکه باعث پیشرتت بشه باعث پست رفتت میشه

دقیقا شبیه کربلا نماز میخواند و به حسین سنگ می زدند برای بریدن سر ولی خدا روزه نذر کردند این یعنی اعمال فاسد بوده و در تدبیر الهی نبوده

حتی شیطان هم راه نابودی انسان را گناه معرفی نکرده و گفته با همان راه راست انسان را نابود می کند(با همان نماز با روزه با سابقه دینی فاسد)

عبادت باید در دمای بندگی بماند

زندگی در چتر تدبیر خداوند

امام سجاد علیه السلام از اما حسین علیه السلام پرسیدند واقعا اینها می خواهند سر از تن شما جدا کنند؟

امام حسین علیه السلام جواب بسیار عجیبی می دهند

حضرت می فرمایند:پسرم اینها خدا در زندگی فراموش کرده اند چه رسد به حجت خدا

علامه هلی می گوید ما در نماز می گوییم السلام و علیک به پیامبر یعنی پیامبر زنده است و جواب ما را می دهد

هر وقت جوابی شنیده ای یعنی کاری کرده ای...

ما باید همه جا در فضای بندگی خدا باشیم

ماهیت تعبد (زندگی در مهندسی خداوند رسیدن به کمال انسانی)

انسان در زیر سایه خلافت الهی است که انسان است و الا خیر

قرآن برای بندگی مثال می زند مانند درخت زیتون

مانند دیگر درختان از هر طرف که خورشید به تابد به سمت اون نمی رود بلکه مستقیم بالا می رود و باید جوری کاشته شود که خورشید مستقیم به آن بخورد نه از چپ و راست اگر از چپ و راست نور بهش تابیده شود روغن زیتون آن کدر می شود

نور خدا باید مستقیم به انسان بخورد و الا کدر می شود

امیر المومنین حضرت علی علیه السلام:

وایی بر مردم آخر دنیا که قاتلانشان عالمانشان هستند

پشت یک بمب اتمی صدها مهندس فزیک دان و شیمی دان نشسته اند

زندگی با عزت نور الهی لازم دارد عزت بدون نور الهی با لوازم دنیوی به وجود نمی آید

مانند یزید و امام حسین علیه السلام یزد لوازم مادی داشت و امام حسین علیه السلام نور الهی

باید از کدر شدن روغن وجود جلو گیری کرد

....

افاضات دلی:

ثبت تاریخ:نمایان شدن اولین نخ محاسن سفید شده در چانه در تاریخ 17/10  آوای مرگ نم نم به گوش می رسد!!!کوله بار گناه سنگی می کند!

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند

                                               گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را

 

گفتی ما بدرد همدیگر نمی خوریم...اما هرگز نفهمیدی...من تو را برای درد هایم نمی خواستم...

من از هوای جاده دلگیرم

از فکرشم دلشوره می گیرم

نظرات ()

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠ ساعت ٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

هوالبصیر

سلام

سخنران سخنرانی می کرد بچه ها یکی یکی وارد می شدند و اگر  کسی دوستی را در میان جمعیت می دید نهایت ادبش این بود که با تکان دادن سر سلامی کند خدمت دوست ولی اون هر کسی که وارد می شد سلام می کرد و می خندید و فرقی نداشت برایش که می شناسد یا نه!

که اکثرا هم نمی شناخت!!!

با هر سلام و او خنده روی لبهایمان نقش می بست! به این نشان که دیوانه این همه عاقل نشسته اند و توی دیوانه برای چی سلام می کنی؟

شک کردم توی دلم گفتم نکنه این هم بعد از سلام هایی که اکثرا جوابی نمی شنید نیش خند می زد و با خود می گفت این هم دیوانه است!!!؟؟؟

در شهری که دیوانه ها عاقلند عاقل ها دیوانه اند!

افاضات دلی:

دل اگر هست دل زینب کبری باشد

                                                آفرین بر این این همت مردانه دل

یا زینب

نظرات ()

+ نوشته شده در پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠ ساعت ٦:۳٤ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

بسم رب االحسین علیه السلام

سلام

این روزها بحث نه دی داغه و همه مینویسن از 9 دی این ور اون ور ضد انقلاب ها میگن ساندیس بهشون دادن و ساندیس خورن و این داستان ها

خدا وکیلی ما رفتیم تا خود میدون انقلاب هم توی اون فشار جمعیت داشتیم له می شدیم

اما دریغ از یه لیوان آب ساندیس که خیلی خوبه همین جا هم اعلام می کنم یا بیاین ساندیس ما رو پس بدید و ساندیس ما رو بدید یا اینکه من میدونم و شما

حالا از ما گفتن...

افاضات دلی:

این روزها را دوست دارم چون طعم تو را دارد

خیالم با خیالت خیال بافی می کرد...

نظرات ()

+ نوشته شده در دوشنبه ٥ دی ۱۳٩٠ ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام

به باباش گفت:اگه تو پشتم باشی همه چی حل میشه...

احساس سرما توی پشتم پخش شد نفهمیدم چرا؟

درست که فکر کردم یادم افتاد که من بابا ندارم!

گاهی وقت ها احساس پدر نداشتن بدجور می خواد از چشمت بزنه بیرون!!!

سردمه!سردمه!سردمه!!!...

افاضات دلی:

من هنوز به یاد دارم که برای داشتنت دلی‌ را به دریا زدم که از آب واهمه داشت ..!

نظرات ()

+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح