|
هو البصیر
میلاد مادر خوبی ها حضرت فاطمه زهرا ام ابیها مبارک
سلام
می گفت:
قرآن در یک تقسیم بندی انسان ها را تفسیم به مرد و غیر مرد کرده و این جنبه جنسیتی ندارد در این مورد زن و مرد با هم مساوی هستند
قرآن می فرماید در مومنین یک عده مرد هستند چه زنها چه مرد ها و نسبت به عهدی که با پروردگار بسته اند پا بر جا هستند
بر سر عهدشان می ایستند و حتی در این راه جان می دهند (شهدای کربلا)
دسته دوم از این مردان منتظر هستند که شرایط فراهم شود و به شهادت نایل شوند و بالاترین درجه مرگ را در رکاب امام معصوم و ما بدلو تبدیلا و در این انتظار خلاف عمل نمی کنند تا این عهد شکسته نشود
اون چیزی او چیزی که در ۲ ماه عزاداری باید روشن شود که ما جز مردان مومن هستیم یا خیر ؟
در دسته اول که نبودیم مهم این است که در دسته دوم هستیم یا خیر
چطوری باید بفهمیم جز دسته دوم مومنین هستیم یا خیر؟
در زیارت امامان آمده ما منتظر هستیم چقدر نقش داریم در این امر
عاشورا تا اربعین (وارث بخوانید) جمله ای که در هیچ زیارتی نیست
یا لیتنی کنا معکم و افوزلنا معکم
آیت الله مجتهدی می فرمود:شب قدر هر کسی فرق می کند ممکن است برای هرکسی شب قدر خودش را داشته باشد
شب قدر شبی است که شما به عبادت و بندگی برسید شب قدر شب بیدار ماندن نیست شب بیدار شدن است
هر وقت بیدار شدی شب قدر تو بوده است
یا لیتنی را باید الحمد الله کنی یعنی به جایی برسی که به جای برسی که الحمد الله فزت و معکم بگویی نه یا لیتنی کنت و معکم اربعین شما همان روز است که فرقی در روز از لحاظ تاریخی ندارد
قدم اول برای اینکه ببینیم منتظر هستیم یا نه؟
سلیقه ای نمی شود راهی که ما می گوییم باید بیایید(من ینتظر) راه رسیدن به خدا راه اراده است صراط مستقیم
جرج جرداق اگر علی علیه السلام را شناخت چرا علی زمان را نمی شناسد کسی می تواند کسی را توصیف کند که بر او احاطه داشته باشد
تعریف امام حسین علیه السلام از حبیب:
از حسین به برادرش حبیب (به مقام برادری رسیده نه اصحابی برای اینکه تو از کسانی هستی که من را فهمیدی)
فقط نماز و روزه به کار نمی آید اینها هم کار خود را می کنند ولی به تنهایی به کار نمی آیند عمر سعد و شمر هم نماز می خواندند
وقتی با امام حرکت کردم باید مشغولیت ها را کنار گذاشت
مومن نمی شود مگر اینکه انسان بکند از غیر خدا محبت و دلبستگی اش به اهل بیت باشد
پول اگر دسته کسی باشد که از پول کنده باشد خیلی هم خوب است.
افاضات دلی:
نیست در شهر نگاری که دل ما را ببرد
بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد |