ذوالجناح

صفحه نخست | پست الكترونيك | آرشيو وبلاگ | RSS

قولِ صد بوسه ی شیرینِ لبت یادت هست؟ نکند وعده یِ گندم سرِ خرمن باشد؟

نظرات ()

+ نوشته شده در شنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٥ ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح

راضیم به تو به رویا...

نظرات ()

+ نوشته شده در شنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٥ ساعت ٤:۱٢ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

‏بیمار عشق را ز مداوا چه فایده؟ ‏دارد لب تو فایده، اما چه فایده؟! ‏ ‏⁧‫

نظرات ()

+ نوشته شده در شنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٥ ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح

دل که می دهی باید بگیری...وگرنه تو بی دل میش شوی و او دو دل

نظرات ()

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٥ ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ توسط ذوالجناح

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت!

نظرات ()

+ نوشته شده در دوشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٥ ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط ذوالجناح